تبليغاتX
ننگستان

یه فیلم . یه فیلم خیلی عجیب. فکر نمیکنم جای دیگه ای دیده باشین. احتمالا تو ماه محرم اتفاق افتاده. باور نمیکنین اگه بگم از تو یه سایت خارجی پیداش کردم. روش یه آهنگ زده بودن. ترجیح دادم نباشه نمیخوام چیزی بگین . اول دانلودش کنین و با دقت نگاش کنین بعد دربارش نظر بدین . خوب یا بد این فیلم هم به نظر شخصی هر کسی بسته است. بهرحال من که خودم هم یه خورده  تعجب کردم ، هم یه جوری شدم. تا حالا اینجوریشو ندیده بودم. لینکش رو برای دانلود میزارم. روی لینک دانلود راست کلیک کنید بعد  Save Target As  رو بزنید و بعد Save . حجمش هم زیاد نیست . در حدود ۱.۷ مگا بایت. ارزشش رو داره.

فیلم

لینک دانلود
----
پی نوشت : یکی از دوستان اطلاع دادند که این فیلم مال خیلی وقت پیشه و ایشون اونو دیدن/ فیلم هم مال علامه حکیمه. 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم شهریور 1385ساعت 0:54  توسط شهروند  | 

Dennis Hwangاین آقا که الان تصویرش را می بینید "دنیس هوانگ" نام دارد - معروفترین هنرمند ناشناس جهان که آثارش در هیچ نمایشگاه یا موزه ای به دیوار آویخته نشده اما صدها میلیون بار دیده شده است- هوانگ از سال 2000 در گوگل مشغول به کاراست. کارش در گوگل کاریست که شاید همه آنهایی که با اینترنت و جستجوگر گوگل کار میکنند رابطه مستقیم با آن برقرار کرده باشند. طراح لوگوهای گوگل. بله لوگو. همان لوگوی شش حرفیه GOOGLE. همان لوگوئی که با هر مناسبتی تغییر میکند و به شکل های مختلف در می آید. اما همگی در مفهوم آن مناسبت و در قالب همان گوگل شش حرفی. از مناسبت ها ، جشن ها و حتی روز تولد شخصیت های بزرگ مخصوص آمریکا وغیر آمریکا نظیر جشن سال نو، هالوین، المپیک، جام جهانی، بزرگداشت هنرمندان، نویسندگان و شعرا، و... گرفته تا جشن های مخصوص کشورهای دیگر مانند سال نوی ایرانیان، چینی ها و سایرین. همگی این لوگوها توسط هوانگ 28 ساله فارق التحصیل رشته هنر طراحی میشود.
دنیس هوانگ اکنون مسئول تمامی وب مسترهای گوگل است و طراحی لوگوهای شرکت است که تنها 20 درصد تمام کارهای او را دربرمیگرد. او حتی مسئول طراحی لوگوهای مخصوص 32 تیم حاضر در جام جهانی بوده است. هوانگ از طراحی لوگوی گوگل به مناسبت روز نوروز ایرانیان که با حجم بسیار عظیم درخواست ها از سوی ایرانیان عملی شد می گوید و همچنین درباره  روز ملی کتابخانه، که بسیار معروف بوده اند. او همچنین می گوید کار مورد علاقه او طراحی لوگوی گوگل به افتخار روز تولد شخصیت های بزرگ مانند میشل آنجلو، پیکاسا، ون کوخ و سایر هنرمندان معروف است. اما مانند والدین مفتخر، او نیز نمی تواند بین آثارش یکی را به عنوان اثر مورد علاقه اش نام ببرد.
در زیر تعدادی از طرح های هنری و معنادار هوانگ را میتوانید ببینید.

لوگوی گوگل نوشته شده در سیستم بریل برای نابینایان که با سیاست هدایت کاربران به موسسه های خیریه طراحی گردیده است.

Google Braile

برای مشاهده باقی طرح ها روی ادامه مطلب کلیک کنید...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم شهریور 1385ساعت 22:46  توسط شهروند  | 

در جستجوی کار محکم تر قدم بردارید
خیلی راحت تر بود اگر جستجوی کار احتیاجی به وقت گذاشتن جدی نداشت و آنقدر مشغله فکری ایجاد نمی کرد و فرد را از پا در نمی آورد. حقیقت آن است که اگر می خواهید در بازار پر رقابت امروزی حرفی برای گفتن داشته باشید باید بیرون بیایید و با یک برنامه حساب شده خورد را به بهترین ها نزدیک کنید آنقدر پیشرفت کنید تا از طرف آنها هم پذیرفته شوید. نه تنها باید خودتان را به بهترین وجه نشان دهید بلکه باید به دنبال کارفرمایانی باشید که ارزش شما را بدانند و استخدامتان کنند. به زبان دیگر برای کار آمد بودن باید یک برنامه هدفمند داشته باشید. جستجوی کار یک نوع تجارت است. اگر گمان کنید که توانائی ها و مدارک شما به تنهائی کافی و همه حرف ها را می  زنند و به درستی نتوانید توانائی ها و قابلیت های خود را برای کارفرمای آینده تان به طور خلاصه و روشن بیان کنید در این صورت رقیبانی که در این تجارت ( بیان درست ارزش های خود ) موفق بوده اند از شما پیشی خواهند گرفت. آیا این بدان معنا است که باید در بازی جستجوی کار بازی کنید تا بتوانید موفق باشید؟ بله لازم است که در آینده فعال تر عمل کنید  وابتکار عمل را در دست بگیرید وخود را در یک جعبه بسیار جذاب بسته بندی کنید تا توجه کارفرمایان را به سمت خود جلب کنید. در کار خود هدفمند باشید. داشتن فقط یک برگه حاوی سوابق و مشخصات عالی کافی نیست. باید مسیر را هموار کنید، تماس های خود را تقویت کنید روابط مستقیم دو طرفه برقرار کنید. روابطی که طی آن علایق و نیازهایتان را بیان نماید و در نهایت شما را به فرصت شغلی مناسب نزدیک کند. دوستان و همکاران می توانند به شما کمک کنند. مثلا در تهیه سوابق و مشخصات، معرفی به افراد مختلف و پیشنهاد دادن. ولی مسئولیت و کار سنگین طراحی. تفکر و هدایت یک متد دقیق، موثر ، قابل اجرا که به سرعت تاثیر گذار باشد بر روی شانه های خودتان سنگینی می کند. پیشرفت و ترقی برای بسیاری یک مبارزه بزرگ است البته افراد زیرک و مجریان توانمند این طور نخواهند بود. حالا چند روش برای آسان تر کردن کار و تسریع پیشرفتتان برای این که بتوانید بار مسئولیت تان را کم کنید و وارد مرحله بعدی شوید.

خودتان را برای کار آماده کنید
این را بپذیرید که باید کار کنید و راه آسانی هم نخواهد بود. بهترین حالت ممکن این است که یک کارفرما یا یک مسئول استخدام شما را پیدا کند. ولی زیاد روی این مورد حساب نکنید مخصوصا در دنیای امروزی که اکثر استخدام های تازی برای کاهش هزینه ها از بین خودی ها انجام می شود. باید با تکیه بر ابتکار عمل خود درها را باز کنید و خودتان را وارد جریان کنید. شما بهترین فروشنده برای خودتان هستید. اگر شرکتی یکی از انگشتان شما را خواست بهترین دستتان را پیش کش کنید. به این معنا که با درک دقیق شرایط برای ملاقات بروید. ببینید چطور با حل مسائل و افزایش سود می توانید به شرکت مورد نظر سود برسانید. حتی اگر کارفرما شما را نپذیرفت باید همچنان سعی کنید به آنها ثابت کنید که می توانید مثل فرد انتخاب شده کار کنید.

زیاده روی نکنید
با انجام این کار از تاثیر کار خود می کاهید. کلید موفقیت این است که روی تعداد محدودی شرکت که به نظرتان به شما احتیاج دارند تمرکز کنید و به دنبال راهی باشد که به درون این شرکت ها نفوذ کنید. خودتان را به عنوان همکار آینده معرفی کنید. وقت خود را صرف یادگیری نیازها و ارزش های فرهنگی آنها کنید. با این کار به عنوان یک آدم ویژه آنها در پی راهی خواهند بود تا شما را استخدام کنند.

بخشنده باشید
به نظر می رسد در بازار امروز نشان دادن خود موثرترین روش برای بدست آوردن اعتبار و اعتماد لازم برای استخدام شدن است. می توانید حس ریسک کردن را برای کارفرمای خود محکم کنید از ترسی که در وجودشان رخنه کرده بکاهید. به محاصبه به دید یک جلسه مشاوره نگاه کنید. سعی کنید با کارفرما رد زمیینه اهداف دو طرفیتان به توافق برسید. درست است که یک طرف قدرتمندتر است و کنترل بیشتری روی چیزی که از این رابطه احتیاج دارد می رسید.

اقتصادی فکر کنید
این توصیه را هنگامی که حقوق درخواستیتان را میگوئید یا در مواقعی که برای یک کار خواسته می شوید در نظر داشته باشید. برای چند لحظه غرور خود را کنار بگذارید و اقتصادی فکر کنید. اگر الان دستمزد کافی نمی گیرید در عوض با تلاش بیشترتان خود را جزء بهترین ها می کنید. اگر وارد کار شوید برای نشان دادن خودتان فرصت بیشتری خواهید داشت. هر روزی که کار نمی کنید در واقع پولتان را مصرف می کنید.

از متخصصین کمک بگیرید
تعداد کمی از شما ممکن است در مسیر جستجوی کار با افرادی برخورد کند که حاضر باشند داوطلبانه به شما کمک کنند. در نظر داشته باشید که از کمک جند متخصص برای تهیه لیستی از کارفرمایان استفاده کنید. همچنین از کمکشان برای تهیه یک رزومه عالی. گذاشتن قرارهای ملاقات و برقراری تماس های تلفنی استفاده کنید.

ترجمه : رحیلا سید طبایی
هفته نامه بازار کار

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم شهریور 1385ساعت 11:58  توسط شهروند  | 

میلاد فرخنده و مسعود منجی عالم بشریت مهدی موعود بر تمامی منتظران آن حضرت مبارک باد.

تولد آقا صاحب الزمان مبارک

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم شهریور 1385ساعت 23:41  توسط شهروند  | 

امروز CNN Larry Kingبرنامه شبانگاهی و زنده Larry King Live رو نشون میداد و درباره مجله Vanity Fair که تو آمریکا منتشر میشه صحبت میکرد. اول درباره لوری کینگ لایو بگم که یه برنامه زنده است که به وقت ایران حدود ساعت 11:30 شروع میشه اما به وقت آمریکا این برنامه شبانه است و خیلی هم پرطرفداره . موضوعات بسیار جالب و دیدنی داره. مثلا یه روز لوری کینگ به یکی از زندانهای خیلی قدیمی آمریکا رفته بود و البته به صورت مستقیم با تعدادی از زندانی هایی که اغلب حبس بلند مدت نظیر 20 - 25 سال خورده بودند صحبت میکرد و درباره نحوه زندگی در زندان و ارتکاب جرم و این جور موضوعات بحث میکرد. یه بار هم که تو خود استودیو جان هانا رو آورده بود که خیلی علاقه مند به زندگی و جمع آوری حیوانات فوق العاده عجیب و وحشی داشت و بعضیصفحه اول مجله  Vanity Fair از همون حیوانات رو هم تو خود استودیو روی میز خودش یکی یکی نشون میداد. از یک مار 9-10 متری گرفته تا یک هزار پایای چند سانتی متری. خلاصه خیلی برنامه جالبیه. بحث امروز هم درباره مجله ونیتی فیر بود که عکس های مربوط به دختر Tom Crouse و Katie Holmes یعنی Suri Crouse رو نشون میداد. خب حالا میگین این چه ربطی به تو داره؟! الان عرض میکنم. این دختر تام و کیت الان 4 ماه و نیمه که بدنیا اومده و تا به امروز یعنی 6 سپتامبر هنوز کسی اونو ندیده و خب این خانواده هم که به هرحال جزو آدمهای معروف دنیا هستن و نمی خواستند که این بچه رو حالا حالا ها نشون بدن اونو از دست همه پاپارازیها Paparazzi پنهان کردن (پاپارازی به عکاسهایی گفته میشه که علاقه مند به زندگی خصوصی افراد معروف هستن و از اونها عکسهای پنهانی میگیرن و بعضا به مجلات و غیره میدن.) . جالب اینجاست که حتی در دوران بارداری کیت ، یک دستگاه سونوگرافی هم خریداری کرده بودن و تمامی مراقبتهای پزشکی هم در این دوران در منزل انجام میشده. تنها کسی که اجازه عکس گرفتن از این خانواده رو داشته عکاس اختصاصی اونها یعنی Annie Leibovitz  بوده . حالا هم این عکسها رو بعد از چندین ماه توی مجله Vanity Fair امروز منتشر کردن و دیروز هم که تو اخبار شبانگاهی CBS محاسبه کردند. میدونم که بازم به ما مربوط نمیشه اما تام کروز 44 ساله  میگه : " چشم ها و لب های سوری خیلی شبیه به کیته". کیت 27 ساله هم اذعان کرده که : " سوری خیلی شبیه به تامه". (چقدر لوس) . راستی تا یادم نرفته بگم که تام کروز روی برج ایفل Eiffel به کیت هلمز پیشنهاد ازدواج داده.

برای دیدن بقیه تصاویر روی ادامه مطلب کلیک کنید...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم شهریور 1385ساعت 20:14  توسط شهروند  | 

این روزها و البته یه خورده قبل تر، به هر سایت و وبلاگی که سر میزدی تقریبا موضوع روی یک محور واحد یود. موضوعی که الحق تونسته بود خیلی از ما ایرانی ها رو ، چه اهل تلویزیون و چه غیره  بدون شک به خودش جلب کند و آن همین سریال نرگس بود.سریالی که در اوایل با محتوا و تمی که داشت واقعا خودش را در دل همه جا کرده بود. خب دلایل خیلی زیادی داشت. تقریبا بکر بودن موضوع،جذاب بودن موضوع، با حوصله شروع شدن و به هیجان واداشتن ببیننده و... باعث شد خیلی زود و بر خلاف برخی سریالها ، در همان اوایل طرفدارهای ششدانگ و آتشی خودش را پیدا کند. البته ناگفته نماند که نقش آفرینی به جا و شایسته مرحوم پوپک گلدره و اینکه آخرین بازی او خواهد بود نیز در این امر بی تاثیر نبود. اما این که در کل افعال را به صورت گذشته بیان می کنم و حرفی از حال نمیزنم به این معنا نیست که در حال حاضر این سریال  دیگر طرفداری ندارد و این رابطه الان برقرار نیست. اینها همگی صرفا بیان دیدگاه های شخصی من است و بس! که البته اگر برای کسی اهمیت داشته باشد. بهرحال غرض من از این پست تنها به قصد بیان چند نظر در باب این سریال است. سریال نرگس Narges Soap Operaبگذریم از اینکه خیلی از معضلات و مشکلات خانوادگی در این سریال به صورت وارونه و بعضا موجه جلوه داده شده اند، مانند برخورد پسر با پدر و بی احترامی به خانواده به صورتی که بیننده را وادار به حمایت از رفتار فرزند می کند، و غیره وجود بعضی موارد در این سریال برای خود من واقعا غیر قابل قبول است. همه ما برای اولین بار است که چنین سریال بلندی را از صدا و سیمای ایران می بینیم و برای اولین بار با چنین طیف گسترده ای از مخاطبین مواجه میشویم. سریال در همان روزهای اول به اوج خود رسید و ادامه پیدا کرد. به طور کاملا مستقل و درون چارچوبی مشخص در نوسان بود. اما از اواسط سریال و با اضافه شدن سکانس مربوط به شرکت،  سریال وارد مرحله تبلیغاتی شد. آنهم نه به طور نامحسوس که به طور کاملا مستقیم. طوریکه این حجم تبلیعات به اصطلاح آموزشی و البته بی ربط قسمت اعظم این مجموعه را در برگرفت و کاراکترهای مخصوص به خود را نیز به آن افزود. بعد از آن هم که کار از تبلیغات و آموزش صرفه جویی در مصارف و اینکه انسانهای خوب و خوش چهره همیشه بهترینانند!! و در حین رانندگی از تلفن همراه استفاده نمیکنند، به آموزش بحث شیرین و تکراری " انرژی هسته ای حق مسلم ماست " رسید و اینکه در صورت به پایان رسیدن سوختهای فسیلی و ذخیره های دیگر باید از این انرژی که اتفاقا صلح آمیز نیز هست و عضو لاینفک جامعه ایرانی خواهد شد ، استفاده شود. خب بله ما که مخالف دستاوردهای دانشمندان جوان ایرانی که نیستیم و نمیخواهیم این موفقیت عظیم را کوچک بشماریم و مردممان را هم از فهمیدن و داشتن اطلاعات راجع به این انرژی محروم کنیم. ما میگوئیم که تبلیغات با آموزش غیر مستقیم فرق دارد و وقت مردم آن هم در آن وقت شب خیلی ارزشمند تر از اینست که با این تبلیغات سودجویانه برخی ها اتلاف شود. اگر بناست که سریالی بلند ساخته شود و بینندگان با تماشای آن هم سرگرم شوند و هم از آموزندگی آن بیاموزند، دیگر چرا این بحث ها را در این سریال بگنجانیم . خب میتوانیم درهمان پیام های بازرگانی تحمیلی میان برنامه بعضا قریب به 7 دقیقه ای! میان سریال این رسالت عظیم را به سرمنزل مقصود برسانیم و بیننده را از دنبال کردن معدود سریال محبوبش منصرف کنیم. بهر حال من خودم که فکر نمیکنم تمایلی به دنبال کردن سریال داشته باشم چون حداقل برای خودم و وقتم آنقدر ارزش قائل هستم که نخواهم با طولانی شدن بی مورد سریالی تبلیغی - محبوب تلفش کنم. بقول دوست عزیزی که میگفت : با این بحث انرژی هسته ای که پیش کشیده شد دیگر جای شکی برای دریافت جوایز آنچنانی از ارگانها و سازمانها و شخصیت های بزرگ سیاسی و جشنواره ها و ... باقی نمی ماند. البته همه اینها تنها نظر شخصی من است و نظر همه دوستان هم برایم محترم.

+ نوشته شده در  جمعه دهم شهریور 1385ساعت 21:2  توسط شهروند  | 

خدمت همه دوستانی که به وبلاگ سر میزنن سلام عرض میکنم و از همه شون صمیمانه پوزش می طلبم که وبلاگ رو همش اوت او دیت می بینن. راستش رو بخواین چند روزیه که از صبح ساعت ۷ میرم سر کار و ۶ بعد از ظهر بر میگردم و بعد از اون هم ساعت ۸ تا ۱۰ آموزشگاهم. اصلا نمیرسم سیستم رو روشن کنم چه برسه به این که وبلاگ آپدیت کنم. از دوست عزیزم بهزاد خان عبدی هم که انگار خیلی از دست ما ناراحت شدن خیلی عذر میخوام . به جان خودم این جمعه اگه تونستم حتما حتما لینک ها رو آپدیت میکنم.
توی این یک ماه اخیر خیلی اتفاقا برام افتاده که خیلی دلم میخواست اینجا بنویسم اما واقعا وقت نشد. از امتحان تولیموی سنجش و رفتنم به تبریز و نامردی دانشگاهمون و بدهکار زدن ما به مبلغ ۲۵۰۰۰۰ تومان و سفر بعضی ها به شهرمون و خلاصه کلی از همشون میخواستم بنویسم که وقت نشد. به هرحال تنها چیزی که میتونم الان بنویسم درباره آلبوم جدید علیرضا افتخاری با نام "آوای عشق" که همین هفته منتشر شد و با دو بار گوش دادنم به این آلبوم نظر خودم رو میگم که البته جای آلبوم صیاد رو نمیتونه بگیره اما دوباره خیلی جذاب و شنیدنیه . مخصوصا آهنگ ترانه بهاری و آوای عشق که واقعا زیباست. البته کارهای دیگرش هم که جای خود دارد. خلاصه پیشنهاد میکنم از دستش ندید.

بازم بابت این که وبلاگ رو دیر به دیر آپدیت میکنم و به دوستان هم اغلب سر نمیزنم و باعث ناراحتی بعضیها میشم جدا عذر میخوام ان شاالله خیلی زود تلافی میکنم. سربلند باشد.

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم شهریور 1385ساعت 12:55  توسط شهروند  |