امروز دقیقا سومین سال تولد زندگی مشترکمونه. ما که کشتیم خودمون رو کسی
به ما تبریک بگه، نگفت. زنگ زدیم به تک تک دوستان از طرف خودمون و به نوبه خودمون این روز فرخنده و عزیز رو به خودمون و دوستانمون تبریک گفتیم. امیدواریم هر جا که هستیم سالهای سال در کنار هم با محبت و خوشی، زندگی خوبی رو داشته باشیم. [متشکرم] . فعلا این سومین سالگرد رو هم به خوبی و شادکامی در کنار هم بودیم. البته سایه خدا هم همچنان بالای سرمون هوامون رو داره.
برای شما هم آرزوی سالی خوب و سرشار از ازدواج و همسر و فرزند نیک و صالح آرزومندیم و امیدواریم شما هم جزو خوشبخت ترین های دنیا باشین. مثل ما!
راستی اگر شما هم یه وقت خواستید سالگردی، جشنی، تولدی چیزی بگیرین حتما از یک ماه پیش پولهاتون رو جمع کنید تا شرمنده همسرتون نشین. مثل ما!. من یادم رفت پولهام رو جمع کنم واسه همین هیچی نتونستم پیدا کنم که ارزش ایشون رو داشته باشه. واسه همین هیچی نخریدم تا ارزش کار حفظ بشه. توصیه میکنم شما هم از این راه وارد بشین. برامون آرزوی های خوب خوب بکنید.
امروز اصلا حوصله هیچی رو ندارم. نمیدونم چرا اینقدر خسته ام. میل کار کردن رو هم ندارم. کاش یه خورده تنوع تو زندگی مون بود. چند وقته همش تکرار مکرراته. کاش یه مسافرت یه هفته ای میشد بریم بیرون از شهر. یه جایی آروم و ساکت. فارغ از هر گونه دغدغه ای. مثل تعطیلات عید امسال. به نظر من یکنواختی بدترین چیز تو زندگی آدمه. بدترین چیز. فکر میکنم از همه چیزم عقب موندم. از درسم از زندگیم. همش منتظر یه اتفاق بزرگم. کی میخواد بیافته الله اعلم. اصلا شایدم هم همچین چیزی در کار نباشه. باید منتظر بود.
بی ربط : اگر دنبال یه سایت مناسب برای یادگیری زبانید یا میخواید مهارت شنیداری تون تقویت بشه، حتما یه سر به این سایت بزنین. حتما میشناسینش. صدای آمریکا (VOA). بخش Special English ایده های خوبی برای یاد گیری زبان و اطلاعات خیلی جالبی درباره زندگی و فرهنگ کشورهای دیگه، مخصوصا آمریکا میده. آدرس این سایت الان فیل تر شده. میتونین با اضافه کردن origin به اول آدرس سایت از فیل ترینگ مخابرات رد بشین. برای مشاهده سایت بدون فیل تر و البته نه همه آی اس پی ها اینجا کلیک کنید.
نه خیر شوخی بردار نیست. بقولی "این تو بمیری ها از اون تو بمیری ها نیست". خیلی سخته. درسها رو میگم. انگاری دیگه با دوره کاردانی فرق میکنه.
مشکل تر شدن. اساتید هم سختگیرتر شدن. باید کلی درس بخونیم. نه وقت هست نه حوصله. این که میگن آدم باید هدفدار زندگی کنه اصلا بیراه نیست. من همیشه عادتم بوده که قول بدم. بعد از قول دادنم سعی کردم به قولم عمل کنم. قول دادن تعهد میاره که باید حتما بهش پابند باشم. تا اونجایی که یادم میاد آدم بدقولی نبودم. اما اینو همه نمیگن. حالا واسه چی انقدر از قول دادن حرف میزنم؟ راستش قول دادم کارشناسی رو خیلی بهتر بخونم. قول دادم تا آخر این تابستون تو آزمون تافل شرکت کنم و بعدش هم قبول شم. کار خیلی بزرگی نیست، اما حتما تلاش بزرگی میخواد. با این تنبلی خدا خودش به دادمون برسه. یادمه فوق دیپلم رو که گرفتم اینقدر جاه طلب بودم که گفتم حتما تا دو سه ماه دیگه میرم و تافلم رو میگرم ( 8 ماه پیش ). بعد تنبلی کردم و نتونستم. البته به جاش تو آزمون تولیموی سازمان سنجش که ظاهرا و تقریبا در سطح تافل برگزار میشه شرکت کردم و با امتیاز 533 از مجموع 600 امتیاز معادل خوب رو کسب کردم. امتحان خیلی سختی بود اما خب اعتماد به نفسم هم بالا بود. هر وقت یاد این چند خط از شعر Robert Frost می افتم یه روحیه مضاعف میگرم واسه تلاش کردنم.
The woods are lovely, dark and deep
But I have promises to keep
And miles to go before I sleep
And miles to go before I sleep
الانه که یه خورده اعتماد به نفسم اومده پایین. اینو همه میگن. با این سختی هم که تو دوره کارشناسی میبینم... خدا خودش رحم کنه. این که میگم سختی برای درسهای تخصصی زبان نیست ها. همیشه از این دروس عمومی مثل تاریخ و معارف و ... بدم میومده. نه اینکه بگم بدرد نمیخورن نه. ولی ما هیچوقت انگیزه اینو که برای ارزش اون درس بخونیم نداشتیم. واسه همین فقط واسه نمره این درسها میخونم. چون اگه علاقه به این مباحث داشتم حتما رشته مرتبط میخوندم. راستش همسرم میگه من از همین الان تو رو تو کارشناسی ارشد می تونم تصور کنم. خیلی امیدواره به من. ولی من خودم همش تو ذوقش میزنم. شاید هم چیزی معلوم نباشه. شاید هم تا الان که اینجوری پیش رفتم بعد از عنایت خداوند از روحیه دادن های اون نشئت میگره. خدا رو چه دیدی؟ منی که یه روز تصور نمیکردم بتونم دیپلم رو بگیرم (شرایط جوی و سنی حاکم نزدیک بود ترک تحصیل کنم.) خدا کمک کنه و ما هم به یه جایی برسیم. به نظر من مهمترین چیز سواده. یعنی بتونی توی اون مقطعی که هستی اگه بالاتر هم نباشی حداقل پایین تر از سطحت نباشی. که متاسفانه یه خورده واسه من صادق نیست. آدم خیلی جاه طلبی هم هستم ها.خیلی دلم میخواد به جاهای خیلی بزرگ برسم. خیلی خیلی بزرگ. با همین امید هم بعضی وقتها دلم میخواد شبانه روز تلاش کنم.
میدونین چیه؟ خیلی دلم میخواست تو دنیا یه چیزی هیچ وقت وجود نداشت. خواب. من خیلی میخوابم. واسه همین اکثر اوقاتم رو خوابیدن تلف میکنه. شبها که میام خونه دلم میخواد فقط مطالعه کنم. سایتهایی که فرصت مطالعه مطالب مفید میدن رو بخونم. اما یه خورده که میشینم پای کامپیوتر یا جلوی کتاب، چرتم میگیره. معظلی شده واسم. نا شکری هم نمیخوام بکنم چون میدونم نعمتیه که خدا به انسان داده.
راستی به شدت جویای کار هستم. تمام صبح تا ظهر رو بیکارم. اگر آدمی کارخونه دار هستین، یا باباتون کارخونه داره، یا با یه آدم کارخونه دار میونه خیلی خوبی دارین، یا هر چیز دیگه بیاین منو وردارین ببرین استخدام کنین (چه پر رو). از دست میرم ها.
بزارین یه رزومه هم از خودم بدم تا دستتون بازتر بشه.
* دارای دو سال تجربه در طراحی وب با استفاده از HTML, PHP, JavaScript, CSS
* دارای تجربه 9 ماه تدریس زبان (مکالمه)
* دارای تجربه نوپای تدریس خصوصی طراحی وب
* دارای مهارت و تجربه هر چی بخواین درباره کامپیوتر و از این تجارب گرانبها
* قدرت کار به اندازه یک تراکتور
خلاصه وقت رو هدر ندین. نزارین این تحفه از دستتون بپره.
Update : برگشتم سرکار قبلیم. فعلا صبحها رو مشغول کارم.
یه چیز دیگه: من خیلی وقته دارم دنبال نرم افزار این فرهنگ لغت "The Oxford Paperback Thesaurus" می گردم. البته مطمئن نیستم که نرم افزاری هم داشته باشه. ولی اگه سراغ داشتین حتما به من هم اطلاع بدین. فروشی هم بود استقبال میکنم. قیمتش چندان مهم نیست. تصویرش هم این جلو زدم. اگه پیدا کردین حتما خبر بدین و یک قشری رو از نگرانی در بیارین.